چهار: مرثیه‌ای برای کیبوردها

گویا خارجی‌ها یک اصطل‍اح خوبی دارند، می‌گویند فل‍انی نئو-ل‍ادیست است. با اغماض می‌‌توان این‌طور معنی کرد که طرف حوصلۀ تکنولوژی را ندارد و ل‍ابد ارتباطات مجازی چشمگیری را هم تجربه نمی‌کند. اگر قرار باشد نتوانم از تصمیمات زندگی‌ام دفاع کنم، همین یک قلم دلیل خوبی برای آن است. مدّت‌ها و به‌ هر بهانه‌ای به این قضیه هم فکر کرده‌ام که ل‍ابد همین‌قدر دوستی متن‌محور هم کافی‌ست. یعنی خب، آدم یک‌وقتی حس می‌کند که این دیالوگ‌ها، یک رفتارِ اجباریِ فرسایشی‌ست، صرفاً هم برای یک نفع مشترک دو سویه؛ این‌که وقت بیشتری بگذرد و بشود شب را سر هم کرد و وصل کرد به صبح. خوشبینانه‌ش هم این است که آدم‌ها از محیط اطراف فرار می‌کنند و پناهشان همین چندخط تکست و نوتیفیکیشن است. چیزی که هست، دوستی‌های متن‌محور به‌شکل بالقوه‌ آزاردهنده‌‌ترند و خب برای آدم ریسک‌ناپذیری مثل من، کمی اذیت‌کننده‌است. بدبختی‌مان از آن‌جایی شروع شد که یاد گرفتیم باید همه‌ی وقت‌های خالی و چاله‌های احساسی‌مان را با چند مسیج و چند کانتکت پر کنیم. از آن‌جایی‌که به دور-درمانی و موضعی‌درمانی عادت کردیم. آدم همه‌چیز را که نباید یاد بگیرد. آدم به همه‌چیز که نباید عادت کند.
.

چهار: مرثیه‌ای برای کیبوردها

2 نظر برای “چهار: مرثیه‌ای برای کیبوردها

  1. اینجاش خیلی خوب بود “صرفاً هم برای یک نفع مشترک دو سویه؛ این‌که وقت بیشتری بگذرد و بشود شب را سر هم کرد و وصل کرد به صبح.”
    و البته که حس میکنم منم همچی مرضی دارم :))

  2. ویولت می‌گوید:

    وقتی همه ـش شروع شد که ندایی میگفت: باید نوشت، باید کسی بخواند، باید کسی بفهمد، باید برای کسی مهم شود؛ غافل از این که بعضی حرف ها را باید نگفت، باید قبری برایشان کند و برای همیشه دفنشان کرد تا حتی “کسی” نتواند به آن سری بزند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.