یک: از خلال شب‌ها

به همه‌ی روزهایی فکر می‌کردم که باید می‌نوشتم. از چیزهای کوچکی که قرار بود سراغت بیایند؛ لابد کمک کنند که روزت -با همۀ تکرار و ملالتش- خوب بگذرد و بعد هم بروند پی کارشان. از آدم‌هایی که ناخواسته آمده‌اند وسطِ متن اصـلی زندگی‌ات؛ مدتی برای هم پرحـرفی کرده‌اید و سـرآخر هم رفته‌اند و دور و مـحـو شـده‌اند. یا از Most Playedهای موضعی و تاریخ‌مصرف‌دار که معلوم نیست از کجا پیدا شده‌‌اند، و آن‌قدر شنیده‌ای و شنیده‌ای تا این‌که حسی تداعی نکنند؛ دردی از دردت دوا نکنند، تمام شوند و جایی لابه‌لای فایل‌ها گم‌ شوند. از همه‌ی روزمرگی‌ها و همه‌ی نجات‌دهنده‌های لحظه‌ای. و البته؛ فارغ از هرچیز، از او هم باید می‌نوشتم. از «مشار الیه».

یک: از خلال شب‌ها

4 نظر برای “یک: از خلال شب‌ها

  1. ّبی‌نام می‌گوید:

    از این بل‍اگ‌هایی که یارو صدتا جا شوآف می‌کنه بعد سال‌‍به‌سال توش پست به‌روز نمی‌شه. بعله.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.