شش: خل‍اء امید یا مثل‍اً امید به خل‍اء

یک شوخی همیشگی هم وجود دارد که پدرها معمول‍اً از این شبکه به آن شبکه، از این روزنامه به آن روزنامه و از این سایت به آن سایت خبر می‌خوانند. حال‍ا چرا؟ ل‍ابد چون آدم از یک‌جایی به بعد، شاید، توانایی و البته امید به تغییر رویۀ زندگی خود را در خودش نمی‌بیند. نمی‌تواند همه‌چیز را ریست کند، خودش از نو بسازد و تصمیم‌گیرنده‌ی اتفاقات اطرافش باشد. دنبال عامل بیرونی‌ست که اوضاع را بهتر کند و زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار دهد. داستان زندگی همۀ ما، با کمی تقریب و کمی این‌طرف و آن‌طرف، همین است. روی صندلی کرختیِ خودمان نشسته‌ایم، به این فکر می‌کنیم که وقتی از صندلی بلند شدیم، هرگز اشتباهات احمقانه‌مان را تکرار نمی‌کنیم و فعل‍اً هم همین‌قدر برای شروع کافی‌ست. اما خب دلمان نمی‌خواهد بلند شویم، فقط هم به یک دلیل ساده: قدرت مواجهه و تغییردادن نداریم. آن‌قدر همان‌جا می‌نشینیم و همان‌جا فکر می‌کنیم که مجبور به تسلیم می‌شویم. عل‍ایق، عقاید و سل‍ایقمان را از دست می‌دهیم و سرسختانه برای بلندشدن مقاومت می‌کنیم. تا جایی که تبدیل به خل‍اء شویم. حال‍ا بلند می‌شویم، و وانمود می‌کنیم که چیزی برایمان مهم نیست؛ زندگی یک‌نواخت منطقی‌تر است و اصل‍اً همین است که هست. حال‍ا چه فرقی دارد که چقدر می‌توانیم برای تغییر رویۀ زندگی بجنگیم. خبر می‌خوانیم به امید اتفاقات ماورایی، به امید این که کسی به جای ما جنگیده باشد، کسی اوضاعمان را بهتر کند، کسی فردا سراغمان بیاید و روز زیباتری را هم بسازد.

شش: خل‍اء امید یا مثل‍اً امید به خل‍اء

4 نظر برای “شش: خل‍اء امید یا مثل‍اً امید به خل‍اء

  1. ......... می‌گوید:

    در انتظار خوبی بودن چیز بدی نیستا وقتی بدی که مانع حرکت خوده آدم بشه !! در کل متن عاالیی بود 🙂
    موفق باشید 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.